تاريخ : | 13:36 | نویسنده : اسماعیلی

 

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۲۵ بهمن ماه )

دانلود - فایل تصویری 

دانلود - فایل صوتی

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۱۸ بهمن ماه ) 

دانلود - فایل تصویری 

دانلود - فایل صوتی

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۱۱ بهمن ماه ) 

دانلود - فایل تصویری

دانلود - فایل صوتی

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۰۴ بهمن ماه )

دانلود - فایل تصویری

دانلود - فایل صوتی

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۲۷ دی ماه )

دانلود - فایل تصویری

دانلود - فایل صوتی 

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۲۰ دی ماه )

دانلود - فایل تصویری 

دانلود - فایل صوتی

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۱۳ دی ماه )

دانلود - فایل تصویری

دانلود - فایل صوتی

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۶ دی ماه )

دانلود - فایل تصویری

دانلود - فایل صوتی

اندیشه های حکیم فردوسی ( ۲۹ آذر ماه )

دانلود - فایل تصویری

دانلود - فایل صوتی

 



لبخند شیرین دکتر ابراهیمی دینانی در مراسم اختتامیه جشنواره جام جم

 

تقدیر ویژه رسانه ملی از استاد دکتر ابراهیمی دینانی در مراسم اختتامیه سومین جشنواره بین المللی تلویزیونی جام جم

دانلود



 این مقاله سعی شده است تا به شرح و دسته بندی اصول حاکم بر کلاس های دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی پرداخته شود که بی شک یکی از موفق ترین اساتید فلسفه اسلامی به شمار می آیند و در تدریس فلسفه، صاحب سبک خاص هستند. گرچه سال ها است که دانشجویان و اساتید بسیاری از کلاس های ایشان استفاده می کنند و از نزدیک با سبک و روش تدریس ایشان آشنایی دارند، اما تدوین و تشریح این اصول، می تواند الگوی مناسبی در اختیار مدرسین فلسفه و خصوصاً اساتید فلسفه اسلامی قرار دهد چرا که امروزه به دلایل بسیار و از جمله ارائه ناموفق فلسفه اسلامی، نظرات بدیع و تفکرات عمیق آن، بی ارزش و سطحی تلقی می شود. نگارنده که همواره مجذوب سبک تدریس دکتر دینانی بوده است، پس از شرکت چند ساله در کلاس های کارشناسی ارشد و دکتری ایشان، این نحوه تدریس را در قالب چند اصل صورت بندی کرده است. در این مقاله به جز آنچه به صورت مستقیم از ایشان نقل گردیده است، بیشتر مطالب، تذکراتی است که در کلاس های خود بیان کرده اند. امید است تا با پیروی از این روش، کلاسهای فلسفه را از خطر تبدیل شدن به کلاس های تاریخ، حفظ و صیانت کنیم. چرا برخی از افراد، کلاس فلسفه تنها محل آموزش تاریخ فلسفه است و با خواندن و دادن تاریخ تحول اندیشه ها، بی صبرانه در انتظار ظهور اندیشمندان نشسته اند! گرچه کلاس هایی که با عنوان تاریخ فلسفه تدریس می شوند می توانند ماهیتی تاریخی داشته باشند، اما با نظر کردن در عناوین دروس مقطع کارشناسی فلسفه، این سؤال به ‏ذهن می رسد که آیا در این میان، کلاسی غیر از تاریخ فلسفه نیز برای دانشجویان در نظر گرفته شده است که رسالت آن، وادار کردن افراد ‏به اندیشیدن باشد؟

‏اگر بخواهیم رسالت یک کلاس فلسفی را در یک جمله خلاصه کنیم. بهتر از سخن کانت نخواهیم یافت که گفت: «‏فلسفه آموزش اندیشیدن است، نه آموزش اندیشه ها» از آن جا که زمان کلاس محدود ‏است و استاد هر چه بکوشد، نخواهد توانست تمام نظرات موافق و مخالف را مطرح کند، بنابراین رسالت اصلی استاد، درگیر کردن ذهن دانشجو با مسائل فلسفی است تا خود به دنبال پاسخ آن باشد. بدین جهت اولین اصل در کلاس فلسفه. طرح دقیق و همه جانبه یک مسئله است

اصول حاکم بر کلاس های دکتر دینانی در یک نگاه کلی:

  1. طرح مسئله کنید
  2. انتظار خود را از فلسفه تغییر دهید
  3. مسئولیت سخنان خود را بر عهده بگیرید
  4. دغدغه های اصلی فیلسوفان را بیابید
  5. کلاس فلسفه، کلاس بحث است
  6. در مورد مسائل، فکر کنید
  7. سخنان خود را در کمترین عبارات و به صورت گویا و صریح بیان کنید.
  8. به لوازم سخنان تان توجه داشته باشید
  9. خود را ملزم به استفاده از اصطلاحات فلسفی نکنید!
  10. به سرعت مبهوت نظرات جدید نشوید!
  11. مسائل را تحلیل کنید
  12. ارزش فیلسوفان را بدانیم
  13. معیار حقیقی، تنها عقل است

دانلود مقاله- فایل Pdf

 



 

فیلم مراسم بزرگداشت دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه تهران و چهره ماندگار فلسفه و دکتر غلامرضا اعوانی استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه شهید بهشتی و چهره ماندگار فلسفه طی مراسمی با عنوان سالکان حکمت و فکرت - پخش شده از شبکه دو سیما

دانلود



 

روایتی زیبا از زندگی حکیم دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی - پخش شده از شبکه تهران

 

دانلود - بحش اول

دانلود - بخش دوم



تاريخ : | 17:52 | نویسنده : اسماعیلی
تاريخ : | 16:19 | نویسنده : اسماعیلی
تاريخ : | 23:30 | نویسنده : اسماعیلی

سخنرانی دکتر ابراهیمی دینانی در همایش بزرگداشت حکیم صدرالمتألهین...

دانلود



تاريخ : | 17:7 | نویسنده : اسماعیلی

سخنان استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی در رابطه با  "فلسفه ارتباطات"

دانلود



حضور استاد دکتر ابراهیمی دینانی در نمایشگاه کتاب تهران و رونمایی از کتاب " سخن ابن سینا و بیان بهمنیار "

متن سخنرانی

 

دانلود

حجم کامل : ۱۶۵ مگابایت

مدت : ۲۸ دقیقه

 



فلسفه به زبان ساده - مصاحبه ای ویژه با جناب دکتر دینانی

گفتگویی صمیمی با دکتر ابراهیمی دینانی تحت عنوان "فلسفه به زبان ساده"

                           .: تقدیم به دوستداران فلسفه و استاد ابراهیمی دینانی... :.

 

 

دانلود - فایل تصویری

دانلود فایل - با زیرنویس انگلیسی

 

حجم : ۱۸۴ مگابایت

مدت : ۳۲ دقیقه

 

متن مصاحبه

متن انگلیسی مصاحبه



تاريخ : | 23:9 | نویسنده : اسماعیلی

درک ما از جهان پیرامون بواسطه مجموعه ادراکاتی است که از طریق حواس پنجگانه به مغز ما  می رسد مثلا وقتی کوه ، درخت ، دریا ،صحرا... را می بینیم همه چیزی که از آن بدست می آوریم تصویری است که در ذهن نقش می بندد.

بنابراین تمام این ادراکات در درون ماست و اگر قوای حسی از کار بیافتد ما هیچ درکی از اشیاء خارجی نخواهیم داشت.

   اگر هیچ ذهنی در عالم نباشد یا به عبارت دیگر "مطلق درک" وجود نداشته باشد...

بودن یا نبودن چه معنی پیدا میکند ؟

پاسخ خود را در قسمت نظرات درج کنید..



تاريخ : | 16:39 | نویسنده : اسماعیلی

 

 

گلچيني از غزليات سعدي به مناسبت آغاز بهار و نوروز

تفسير بيت "بساط سبزه لگد کوب شد به پای نشاط...

تفسیر بیت "گر تو فارغي از حال دوستان يارا...

ادامه تفسیر بیت "گر تو فارغي از حال دوستان يارا...

متن آغازین گلستان سعدی"منت خدای را عزوجل...

تفسیر "بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد...

تفسیر "باران رحمت بي حسابش همه را رسيده ...

انسان و رابطه او با طبيعت

معرفت شناسي سعدي

در تفسير جايگاه زبان و بيان

بنده و توان شکرگزاري او از خداوند

در نصيحت پروانه به شمع

ادامه حکايت پروانه و شمع

ادامه حکايت راجع به پروانه و شمع

گفتگوی پروانه و شمع در رابطه عشق

تعريف خصلت "تواضع " در بوستان سعدي

ادامه توضیح خصلت "تواضع " در بوستان سعدي

در باب فروتني و راستي

حکايتي از بايزيد بسطامي در گلستان

شناخت شخصیت و جایگاه سعدي

حکايتي از گلستان در باب جامعه بعلبک

رابطه انسان با نفس خود

دنیا و آخرت در حکایت بلبل و مور

ادامه حکایت مور و بلبل

نار و نیاز در حکایت مور و بلبل

چگونگی درک حضور خداوند

ادامه بحث درک حضور خداوند برای انسان

رمز و راز در بیان و سخن

در باب خدا شناسی و خلقت

حکایتی از بوستان

تفسیر بیت " گفتم از آسیب عشق روی به غاری نهم...

ادامه تفسیر غزل "گفتم از آسیب عشق...

حکایت "یکی خورده بر شاه غزنین گرفت...

تفسیر بیت "لا ابالی چه کند دفتر دانایی را...



تاريخ : | 15:25 | نویسنده : اسماعیلی

نفس انسان از سه قدرت ذهني به نامهاي حسي ، خيالي و عقلي در جهت شناخت خود و اطرافش بهره مند است و البته آن معلوماتي که ارزشمند است ، ادراکات عقلي است .
هنر فکر کردن به وجود خود و موجودات اطراف ، براي يافتن دلايل وجودي آنها و اثبات مقوله « وجود » براي هر يک ، « فلسفه » ناميده مي شود و بطور خلاصه « فلسفه يعني حقيقت جويي » .

حقيقت ، سرمنشأ تمامي بحث هاي فلسفه و عقل است . يعني اولين عقيده در فلسفه و سنگ بناي اين بنيان مستحکم و عقلايي ، درک و اعتقاد به حقيقت است . لذا کساني که معتقد به وجود حقايق در عالم هستند ، خود را به فکر واداشته و «فيلسوف» ناميده مي شوند و آنها که اين اصل بديهي عقلي انساني را منکرمي شوند ، اصطلاحا «سوفسطايي» ناميده مي شوند .

 

فلسفه  غرب
رواج اين علم از يونان باستان آغاز گشته و بزرگاني چون سقراط ، افلاطون و ارسطو از فلاسفه مشهور آن ايام بوده اند که نسل هاي بعدي نيز عموما پيرو و سالک اين انديشمندان بوده اند . پس از رواج مسيحيت در قرون وسطي تا حدي که منجر به تعطيلي دانشگاه ها و مدارس گشت (حدود هزار سال) ، کليسا ( کاتوليک ) کاملا بر مراکز علمي و برنامه مدارس و دانشگاه ها مسلط شد . برخي از شخصيت هاي علمي در اين زمان کوشيدند معتقدات مسيحيت را با مباني فلسفه بخصوص آراء افلاطون و نوافلاطونيان تبيين کنند . از جمله مهمترين و فعالترين اين شخصيتها  سن آگوستين بود. در قرون وسطي در غرب به خاطر مخالفت کليسا ، فلسفه پيشرفتي نداشت . ولي در جهان اسلام پيوسته رو به ترقي و تعالي بود . در قرون وسطي فقط رشته خاصي از فلسفه به نام اسکولاستيک تدريس مي شد . از قرن چهاردهم ميلادي انقلاب فکري و فرهنگي شروع شد . در قرن شانزدهم با ظهور دانشمندان علوم تجربي مثل  کپرنيک ، کپلر و گاليله موجي در جهت گرايش به علوم طبيعي و تجربي ايجاد گشت که آراء و نظريات طبيعي ارسطو و فلکيات و هيأت بطلميوس را متزلزل ساخت .


در انگلستان و فرانسه نوميناليسم ( اصالت تسميه و انکار کليات ) رواج پيدا کرد . اين حرکت فکري باعث شد تا ميان فلسفه و عقايد مسيحيت فاصله ايجاد شود . و مسائلي از قبيل اختلاف ارباب کليسا و فرمانروايان،  ناسازگاري عقل و دين ، پيدايش پروتستانيسم ( انکار ادعاي طرف مقابل ) ، پيدايش اومانيسم ( نوعي ماديگرائي و بي توجهي به مسائل ماوراء طبيعت و الهي ) و... بوجود آمد.
در قرن هفدهم  وپس از قطع وابستگيهاي ديني با عقل و علم ، و تقويت عقايد مذهبي از راه دل و ايمان توسط کليسا ، فلاسفه افکار جديدي را در جهت احياي دوباره فلسفه بنا نهادند. رنه دکارت فرانسوي پدر فلسفه جديد و ارائه دهنده  اصلي خلل ناپذير در جهت مقابله با شک گرائي بود . که
« اگر در وجود هر چيزي شک راه يابد ، هيچگاه در وجود خود ِ شک ، ترديدي راه نخواهد يافت .» پس : « شک مي کنم ، پس هستم » . دانشمندان ديگري که او را در تدوين اين اصل ياري نمودند ، لايب نيتز ، اسپينوزاو مالبرانش بودند. همزمان با اين حرکت فلسفي ، گرايش ديگري در انگلستان مبتني بر اصالت حس و تجربه به نام  فلسفه آمپريسم  شکل گرفت . آغازگر اين گرايش  ويليام اکامي  بود که قائل به اصالت تسميه و منکر اصالت تعقل بود و در اواخر قرون وسطي مي  زيست. پيروان او در قرون شانزده و هفده  فرانسيس بيکن  و هابز  انگليسي بودند . معروفين اين سبک عبارتند از جان لاک ، جرج بارکلي و ديويد هيوم . بطور کلي ميتوان مکاتب فسفه غرب را به چند دسته تقسيم کرد:

عقل گرايي (ايده آليسم ) که هگل و شلينگ از جمله معتقدانش بودند.که فلاسفه الهي را نيز شامل مي شد. (هگل مسير سه مرحله اي تز- آنتي تز – سنتز را قانوني کلي براي پيدايش همه پديده هاي ذهني و عيني مي دانست و آنرا "ديالکتيک " مي ناميد.)  از مخالفين آن که باعث براندازي اين مکتب شد کارل مارکس يهودي زاده  آلماني موسس ماترياليسم ديالکتيک مي باشد.


حس گرايي ( پوزيتيويسم ) ( اوايل قرن 19 ميلادي) که کنت ( پدر جامعه شناسي ) ، ويتگنشتاين ، کارناپ و راسل از نظريه پردازانش بودند.فلاسفه ملحد مانند مک تاگارت انگليسي نيز جزو اين گروه بودند. اين مکتب از يک نظر مقابل ايده آليسم مي باشد . چرا که معتقد است اساس داده هاي بي واسطه حواس مي باشد . بنابراين مکتب ، قضاياي متافيزيکي الفاظي پوچ و بي معني هستند .

 ماترياليسم ديالکتيک  توسط کارل مارکس و انگلس پي ريزي شد که مراحل تکامل تاريخ انسان را در کمونهاي مختلف بيان مي کند.

  پراگماتيسم ( اصالت عمل) مؤسس آن ويليام جيمزآمريکايي (بنا بر نظر او، حقيقت عبارت است از معنايي که ذهن مي سازد تا بو.سيله آن به نتايج عملي بيشتر و بهتري دست يابد . قضيه اي حقيقت است که فايده عملي داشته باشد ). از ديگر نظريات او اين بود که قائل بود تکامل براي خدا هم هست و عدم تکامل مساوي است با سکون که نقص است .

 پلوراليسم  برتراندراسل ( فيلسوف ، رياضيدان و منطق دان ) که از فلاسفه پوزيتويسم لوژيک  يا منطقي بود ،  معتقد به  اصالت چند جوهري و يگانه نوعي بود. او مي گويد اين واژه که جهان يکان است ، يعني داراي وحدت است ، واژه اي است مهمل . چرا که گيتي پر است از الفتها و گسستها و بدون يگانگي و استمرار و نظم .

 فلسفه اسلامي

با ظهور اسلام که مقارن با قرون وسطي و زمان انحطاط غرب بود ، فلسفه از غرب و يونان به جزيره العرب و ديگر بلاد اسلامي شيوع پيدا کرد و دستخوش تحولات و تکاملات قابل ملاحظه گشت .افرادي مانند خواجه نصير الدين طوسي ،  ابن يونس نبطي عاملي و افضل الدين کاشاني از بزرگان آن بودند. و از ديگر دانشمندان در اين زمينه عبارتند از: شهاب الدين سهروردي ( اولين فيلسوف اشراقي ايراني در سده هفتم هجري قمري) ، ميرابوالقاسم ميرفندرسکي ، محمد باقر استر آبادي (معروف به مير داماد)، ملاصدرا ( که بزرگترين شاگرد ميرداماد بود و با تدوين حکمت متعاليه ، تحول فلسفي سودمندي را بنا نهاد) ، ملاهادي سبزواري ملقب به افلاطون زمان ، مروج و شارع نظرات ملا صدراي شيرازي بود و صاحب نظرات و تاليفات ذي قيمتي در علوم مختلفه از جمله فلسفه بود .(ازجمله منظومه و اسرار الحکم و ...)

فلسفه اشراق

 سهروردي کسي است که مکتب فلسفي اشراق را بوجود آورد که بعد از مرگش وسعت يافت. او نظريه خود را در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم ارائه کرد.سهروردي را رهبر افلاطونيان جهان اسلام لقب داده‌اند. او خود فلسفه اش را حکمت اشراق ناميده بود که به معناي درخشندگي و برآمدن آفتاب است و اقوام لاتين آن را aurora consurgens نام نهاده اند. اما اين تفکر فلسفه خاص افلاطوني نيست و در آن آراي افلاطون و ارسطو و نوافلاطونيان و زرتشت و هرمس و اسطوره تحوت و آراي نخستين صوفيان مسلمان در هم آميخته است.

مکتب سهروردي هم فلسفه هست و هم نيست. فلسفه است از اين جهت که به عقل اعتقاد دارد، اما عقل را تنها مرجع شناخت نمي‌داند. عرفان است از اين نظر که کشف و شهود و اشراق را شريف ترين و بلندمرتبه ترين مرحله شناخت مي‌شناسد.

امروزه استاد ابراهیمی ديناني با پژوهش و معرفي بهتر سهروردي و حکمت اشراق با مجموعه اي از تاليفات در قالب کتاب و مقاله مانند «شعاع انديشه و شهود در فلسفه سهروردي» مروج انديشه هاي اوست.

نورالانوار
سهروردي وجودشناسي خود را «نورالانوار» نام داده است. همان حقيقت الهي که درجه روشني آن چشم را کور مي‌کند. نور را نمي‌توان با کمک چيز ديگر و نسبت به آن تعريف کرد، زيرا تمام اشيا با نور آشکار مي‌شوند و طبعا بايد با نور تعريف شوند. «نورالانوار» يا «نور مطلق» همان وجود مطلق است و تمام موجودات، وجود خود را از اين منبع کسب کرده اند و جهان هستي چيزي جز مراتب و درجات گوناگون روشنايي و تاريکي نيست. به همين دليل سلسله مراتب موجودات بستگي به درجه نزديکي آن ها با «نورالانوار» دارد، يعني به ميزان درجه «اشراق» و نوري که از نورالانوار به آن ها مي‌رسد.


حکمت متعاليه
مکتب ملاصدرا که حکمت متعاليه ناميده مي‌شود، بر اصل «وجود» و تمايز آن از «ماهيت» استوار است. پيش از ملاصدرا فيلسوفان قادر به فهم تفاوت اين دو نبودند[نيازمند منبع]، اما ملاصدرا مرز اين دو مفهوم را به خوبي روشن نمود. بنابر ديدگاه او، بديهي‌ترين مسئله? جهان، مسئله? وجود يا هستي است که ما با علم حضوري و دريافت دروني خود آنرا درک کرده و نيازي به اثبات آن نداريم. اما ماهيت آن چيزي است که سبب گوناگوني و تکثر پديده‌ها مي‌شود و به هر وجود قالبي ويژه مي‌بخشد. همه? پديده‌هاي جهان در يک اصل مشترکند که همان «وجود» نام دارد و وجود يگانه‌است زيرا از هستي‌بخش (يعني خداوند يگانه) سرچشمه گرفته، اما ويژگي‌هاي هر يک از اين پديده‌ها از تفاوت ميان ذات و ماهيت آنها حکايت دارد. برابر اين ديدگاه، اصل بر وجود اشياء است و ماهيت معلول وجود به شمار مي‌آيد.
ملاصدرا در مخالفت با استادش ميرداماد که خود پيرو سهروردي بود، مدعي شد که «وجود» امري حقيقي است و ماهيت امري اعتباري. صدرا درباره حرکت نيز نظريه جديدي عرضه کرد که به حرکت جوهري مشهور است. تا قبل از آن تمامي فلاسفه مسلمان معتقد به وجود حرکت در مقولات نه گانه عرض بودند و حرکت را در جوهر محال ميدانستند. اما صدرا معتقد به حرکت در جوهر نيز بود و موفق شد چهار جريان فکري يعني کلام، عرفان، فلسفه افلاطون و فلسفه ارسطو را در يک نقطه گرد آورد و نظام فلسفي جديد و مستقلي به وجود آورد

فلسفه شامل چند موضوع و تشکيل دهنده اصلي است که عبارتند از :
منطق - شناخت شناسي - هستي شناسي (وجود روح و ماده ) – خداشناسي-  روانشناسي نظري-

زيبايي شناسي - اخلاق - سياست - جامعه شناسي

زيربنا و اساس فلسفه و يا عمدتا تفکر، شناخت(معرفت) است . لذا براي ورود به فلسفه لازم است مقوله شناخت را بررسي نمود . اين بحث ( شناخت شناسي ) تحت عنوان اپيستومولوژي مطرح است .

 

انواع شناخت : فلسفي( که شامل سوفسطاييان ، شکاکان،افلاطونيان،حسيون،ماديون و الهيون مي شوند) ، عرفاني (معتقد به شناخت از راه دل هستند و نه حس وعقل) ، مذهبي (شامل  اشاعري و عدليه مي شود)
 اولين و با ارزشترين شناخت , شناخت خداوند تعالي است . به فرموده ي حضرت امير عليه السلام :
  « اعلي المعارف معرفه الله »

البته از آنجا که انسان در ضمن کسب معرفت الهي به تحصيل علوم ديگر نيز مي پردازد ، تا زماني که اين علم و ادراک او به شناخت خدا ختم نشود و وسيله ي براي معرفت حق نباشد ، فاقد ارزش است و البته بايد توجه داشت اگر علم مفيد باشد ، فايده اش فقط شناخت خداوند متعال است .

 

و اما ابزار و منابع شناخت عبارتند از :
1- قلب ( فطرت )   دل (جهاد با نفس )   ارتباط  با ماوراء طبيعت
2- حس  و طبيعت  
3- استدلال و عقل (بطور مثال اثبات واجب الوجود ( منجمله برهانهاي ارسطوئي، سينوي و صدرايي) و يا اثبات ممنوعيت چند خدايي ( منجمله برهان تمانع ) از اين طريق انجام مي گيرد.)

 مفاهيم بديهي التصور و بسيط در فلسفه عبارتند از: وجود- عدم - وحدت - کثرت - عليت - معلوليت - ضرورت - امکان  . و مفاهيم ديگر فلسفي که جزئي از ابزارهاي تفکر فلسفي هستند ، مفاهيمي مرکب مي باشند.

 وجود و عدم

واجب الوجود : موجودي که عدم بر او محال است .عدم لاحق و يا سابق فقط ذات اقدس الهي است .
ممتنع الوجود : مفهومي که براي آن عدم ثابت است مثل شريک الباري
ممکن الوجود : موجودي است که ذاتاً اقتضاي وجود و عدم ندارد بلکه وجود و عدمش از طرف غير است .

موجودات تصو.ري در يک تقسيم بندي به خير محض ، شر محض ، غالب الخير علي الشر ، غالب الشر علي الخير تقسيم مي شوند که مصاديق خارجي اين موجودات ذهني عبارتند از :
1)خير محض : واجب الوجود ( موجودي که وجودش ضروري است )
2)شر محض : شريک باري ( موجودي که شريک و همسان موجودي ضروري بالذات يا همان واجب الوجود باشد) که البته وجود چنين وجودي ممتنع است ( وجود خارجي ندارد) .

3)غالب الخير علي الشر : آنها که بعد وجودشان غالب بر بعد عدمشان است و يا به عبارتي خير در آنها غالب بر شر است ( انبيا - مومنين و ... )
4)غالب الشر علي الخير :آنها که بعدعدمشان بر بعد وجودشان غالب است و يا بعبارتي در آنها غالب برخير است.

 



تاريخ : | 14:29 | نویسنده : اسماعیلی

مستند “فلسفه با طعم شکلات” طی سفر یک هفته ای دکتر ابراهیمی دینانی به شهر “استراسبورگ” فرانسه جهت شرکت در کنفرانس “نیکبختی در اندیشه ایرانی” به اهتمام دکتر محمود اسعدی دبیر ستاد چهره های ماندگار تهیه شده است.

تا به حال چندین مستند از زندگی استاد ابراهیمی دینانی تهیه شده و این اولین مستندی است که درباره استاد دینانی از تلویزیون پخش می شود.

دانلود

 



تاريخ : | 18:51 | نویسنده : اسماعیلی

 

آنچه که می خوانید حاصل گفتگویی با استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی در باب آثار ایشان که در این گفتگو استاد دینانی خود به توصیف آثارشان نشسته اند.

۶ کتابی که ایشان مورد بررسی قرار داده اند عبارتند از: قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی، ماجرای فکر فلسفی در اسلام، دفتر عقل و آیت عشق،  خواجه نصیرالدین فیلسوف گفتگو، فلسفه و ساحت سخن.

۱.قواعد کلی فلسفی در فلسفه

 اگر از من بپرسید مهم ترین اثرتان پس از گذشت این سال ها چیست؟ من مهم ترین تألیفم را نخستین اثرم یعنی کتاب «قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی» می دانم. قبلا این اثر در سه مجلد و اکنون در دو مجلد چاپ شده است. این کتاب را من قبل از انقلاب نوشتم و البته بعد از انقلاب هم تجدید چاپ شد. این نخستین کتابی بود که من به طور رسمی تألیف کردم و اکنون بعد از گذشت حدود چهل40 سال از زمان تألیف آن، من این اثر را مهم ترین اثر قلمی خودم می دانم. زمانی که می خواستم این اثر را تألیف کنم تصمیم داشتم درباره چهارصد قاعده فلسفی بنویسم، که این قواعد را از تمام کتب فلاسفه پیشین استخراج کرده بودم.

اما این قواعد را به صد و پنجاه قاعده تقلیل دادم که به نظرم حتی می توان این قواعد را کمتر و کمتر نیز کرد تا حدی که می توان آن ها را حتی به یک قاعده تقلیل داد و آن اصل «امتناع اجتماع نقیضین» است.  اما از آن جایی که دیدم این صد و پنجاه قاعده بسیار مهم و برای خوانندگان بسیار کارآمد است، همه آن ها را در کتاب آوردم.  آنچه که در این اثر درباره این صد و پنجاه قاعده آمده این است که این قواعد خودشان از چه قواعد یا اندیشه هایی دیگری ناشی شده اند، آن ها مبتی بر چه اصولی هستند و چه اصولی بر آن ها مترتب است. به نظرم این کتاب برای دانشجویان فلسفه اسلامی و بهتر بگویم برای تمام علاقمندان به فلسفه مفید است.

زیرا قاعده فلسفی اسلامی و غیر اسلامی یا شرقی و غربی  ندارد. قواعد فلسفی جهان شمول و بدون زمان و مکان هستند. قاعده عقلی همیشه قاعده عقلی است. این ها صد و پنجاه تا از مهمترین قواعدی اند که عقل بر آن ها حاکم است. به نظر من مهمترین کاربرد این کتاب ها در کل فلسفه است. اگر بخواهم اهمیت این قواعد فلسفی را بیان کنم از مثالی استفاده می کنم، اگر برای کل فلسفه جهانی در طول تاریخ اندیشه پیکری قائل شویم، این قواعد به منزله سلسله اعصاب این پیکر هستند و هرکس برای آشنایی با این پیکر باید به سراغ مطالعه این قواعد برود. سعی من در این کتاب این بوده است که مطالب را تا حد ممکن ساده کنم تا کاربرد و استفاده از آن همگانی تر شود. اگر کسی اندکی اطلاعات فلسفی و آشنایی با مقدمات فلسفه داشته باشد به راحتی می تواند از این کتاب استفاده کند.

۲.ماجرای فکر فلسفی در اسلام

 کتاب ماجرای فکر فلسفی در اسلام  و کتاب دفتر عقل و آیت عشق
به نحوی به یکدیگر وابسته اند. هر کدام از این دو کتاب سه جلدی و به  موازات هم هستند. در کتاب ماجرای فکر فلسفی در اسلام من به سراغ پاسخ این پرسش رفتم که از آن جا که همواره  بین فلسفه  و دین درگیری وجود داشته است. البته این درگیری وابسته به اسلام نیست بلکه همیشه بین متشرعان، متکلمان ادیان مختلف حتی مسیحی و یهودی با فیلسوفان نزاع  و درگیری وجود داشته است.

این درگیری در بین متکلمان دین اسلام با فیلسوفان بسیار آشکار تر است که می توان به بحث های کلامی اشاعره اشاره کرد و یا از کتاب معروف تهافت امام محمد غزالی که در رد  فلسفه نوشته و فلسفه را کفر می داند، یاد کرد. البته غزالی تا حدی از مواضع خود عقب نشینی کرد؛ اما بقیه متکلمان که حتی این کار را هم نکردند. اما من در کتاب ماجرای فکر فلسفی در اسلام به این موضوع پرداختم که درگیری و نزاع طولانی متکلمان و فلاسفه بر سر چیست؟ چرا درگیرند؟ مسائل شان چیست؟ من برای کتاب عنوان «ماجرا» را انتخاب کردم ، تا نشان دهم این ماجرا همواره بوده و هست و تمام نمی شود و تا زمانی بشر به حیاتش ادامه می دهد، متکلمان با پیش فرض های دینی شان و فیلسوفان با افکار آزادشان وجود دارند و به طور پیوسته با یکدیگر درگیرند.

شاید چرایی این درگیری را همه به اجمال بدانند اما من در این سه جلد به تفصیل و در حد توانم و البته به زبان ساده به این چرایی پرداخته ام. مثلا نشان دادم که ابن تیمیه چه می گوید و ابن سینا چه پاسخی به او می دهد. بعد از اینکه من به جنگ فیلسوفان با متکلمان پرداختم، متوجه شدم که فیلسوفان فقط با متکلمان در جنگ نیستند بلکه آن ها با عرفا هم در حال نزاع هستند و بررسی این موضوع کتاب دفتر عقل آیت عشق را به همراه آورد.

۳.دفتر عقل و آیت عشق

فیلسوفان باید در حوزه دیگری هم بجنگند و آن نزاع با عرفاست. برخی عرفا عقل را «پتیاره» می داند و می گویند: پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی تمکین بود و در مقابل فلاسفه در دفاع از عقل و مواضع عقلی خود پایدار مانده اند. البته به نظر من جنگ فیلسوفان با متکلمان جنگ جدی تر و شدیدتری است، درحالی که جنگ فیلسوفان با عرفا جنگ زرگری است! عرفا ازعشق سخن می گویند و البته اساس عالم بر عشق و محبت است. از دیگر سو فلاسفه از عقل دفاع می کنند.

من در کتاب دفتر عقل و آیت عشق کوشیده ام نشان دهم که واقعا دعوای بین عقل و عشق وجود ندارد. من به این موضوع پرداخته ام که عقل رها، عقل آزاد اندیش و نه عقل معاش، عقلی که از قیود رهاست نه تنها بدون عشق نمی تواند باشد، بلکه عشق هم بدون عقل هیچ و پوچ است. اگر عشق را از عقل بگیریم دچار امور دنیوی می شود و اگر عقل را از عشق بگیریم دچار خریت می شود. عامدانه این را می گویم چون عشق غریزه جنسی نیست. عشق غریزه جنسی را در خود هضم می کند زیرا عشق معنایی دارد که از غریزه فراتر می رود. من در این کتاب کوشیدم ثابت کنم که عشق غریزه جنسی نیست و عقل هم بدون عشق متوقف می ماند. آن جا من از عقل مست نام برده ام. اساس اندیشه من در کتاب دفتر عقل و آیت عشق این است که جنگ بین عرفا و فلاسفه اساسا جنگ واقعی نیست و توهم جنگ است زیرا عقل و عشق با هم همراهند.


 

۴. خواجه نصیر الدین طوسی فیلسوف گفتگو

 این کتاب هم ادامه دهنده اندیشه مرکزی من یعنی عقل و جایگاه عقل
است. من در این کتاب گفته ام که اساسا گفتگو صرفا بین دو فیلسوف اتفاق می افتد و هرگز و بین دو متکلم یا دو سیاستمدار و یا دو بازرگان صورت نمی گیرد. در واقع این افراد در پی گفتگوی اصیل نیستند بلکه در پی محکوم کردن یکدیگرند و مشخص است که این گفتگو بی نتیجه می ماند زیرا یا یکی از طرفین دیگری را محکوم یا ساکت می کند یا با خشم و عوا به پایان می رسد؛ در حالی که مسأله اساسا حل نشده است.

بنابراین گفتگوی واقعی بین دو فیلسوف اصیل و نه فیلسوف نما اتفاق می افتد. یعنی بین دو فیلسوفی که می توانند از خود کناره بگیرند، پیش فرض های شان را تعلیق کنند یا در پرانتز بگذارند و سپس با عقل رها و آزاد اندیش به گفتگوی واقعی بپردازند. وقتی توانستند که بدون پیش فرض به اندیشه یکدیگر گوش دهند، آن وقت می توانند به فایده و نتیجه برسند. این کار فلسفه است و من در این کتاب نشان داده ام که خواجه نصیرالدین طوسی یکی فیلسوفان اصیلی است که در زندگی اش همواره اهل گفتگو بوده است.

افراد و موضوعاتی که خواجه به سراغ آن ها رفته در این کتاب نشان داده شده است. می توان گفت تمام حرف های خواجه به نوعی گفتگوست که یا در قالب کتبی و یا شفاهی انجام شده است. خواجه گاه با فیلسوفان و گاه با متکلمان گفتگو کرده است. به نظر من، ما اگر خواجه را نداشتیم هیچ چیز نداشتیم. اگر خواجه نداشتیم، ملاصدرا هم نداشتیم. خواجه نصیرالدین طوسی بود که کلام را از حالت خشکی به در آورد و آن را فلسفی کرد. هر چند عده ای این کار خواجه را به نوعی ضعف برای او تلقی می کنند اما من این موضوع را دقیقا نقطه قوت او می دانم. هیچ کس قبل از خواجه چنین نکرده بود و ملاصدرا نتیجه این نوع تفکر خواجه است. من این موضوعات را به صورت مبسوط در این کتاب نگاشته ام.

۵. فیلسوفان یهودی و یک مسأله بزرگ

  موضع فیلسوفان ما در برابر دین مشخص بود، اما من می خواستم موضع فیلسوفان یهودی را برابر دین بررسی کنم. فیلسوفان یهودی در مقایسه با فیلسوفان مسیحی چه در گذشته و چه در حال، فیلسوفان بسیار بزرگتری بوده و هستند.

ریشه این موضوع هم تا حدی به مسأله مخالفت دین مسیحیت با عقل استدلالی بر می گردد. من در کتاب فیلسوفان یهودی و مسأله بزرگ به این موضوع پرداختم که فیلسوفان یهودی چه واکنشی نسبت به دین یهود و تورات داشته اند.

با اینکه قبل از اسلام ما فیلسوفان یهودی بسیار بزرگی داریم، اما من در این کتاب نشان دادم نود درصد فیلسوفان یهودی بزرگی که پس از اسلام ظهور کرده اند، کاملا متأثر از فیلسوفان اسلامی مخصوصا فارابی، ابن سینا و ابن رشد هستند. البته حرف های تازه ای هم دارند اما اصول بنیادین افکارشان تحت تأثیر فیلسوفان اسلامی است.

مسأله بزرگ هم دین و عقل  و رابطه این دو با هم است.  تا جایی که تاریخ بشر نشان می دهد، دین در اشکال مختلف وجود داشته است و بشر هم همواره عقل داشته است.
من در این کتاب کوشیدم نشان بدهم که این تعارض بین عقل و دین وجود دارد یا خیر؟ و اگر هست چگونه حل می شود؟ به نظر من این بزرگترین مسأله بشر خواهد بود.
اینکه انسان دو چیز دارد یا یک هویت بیشتر ندارد، فکر اساسی و مرکزی من است که به نوعی در تمام کتاب هایم تکرار شده است.

۶. فلسفه و ساحت سخن

 این کتاب ناظر به بحث های فلسفه های آنالیتیک امروز است.

امروز آخرین نحله های فلسفی که جدیدترین حرف ها را می زنند، فلسفه های تحلیلی و فلسفه های تحلیل زبانی هستند. با اینکه سخن بسیار اهمیت دارد ولی فیلسوفان تحلیل زبانی همه چیز را به سخن تقلیل می دهند و سخن را در مصداق جستجو می کنند.

من در کتاب «فلسفه و ساحت سخن » این اندیشه را پی می گیرم که صدها برابر جدی تر از سخنان فیلسوفان تحلیلی دراندیشه فیلسوفان ما بوده است ولی گذشتگان ما این سخنان را استخراج نکرده اند. به نظر من ویتگنشتاین باید جلوی فارابی زانو بزند و تلمذ کند زیرا فارابی بسیار پیش تر از او این سخنان را گفته است. مهمترین کتاب فارابی در این حوزه کتاب الحروف است و به نظر من  هزار سال است که این کتاب به طور جدی خوانده نشده است. مهمترین سخنان درباره زبان و نقش زبان در اندیشه را ابتدا فارابی و سپس ابن سینا گفته اند.

اما ویتگنشتاین بحث های زبانی را به مصداق تنزل داده است؛ و می پرسد ما باید معنی را از مصداق استخراج کنیم یا مصداق را از معنی؟ فلسفه تحلیل زبانی بر این نظر است تا مصداق نداشته باشیم، معنی و مفهوم بیهوده است.  درحالی که فیلسوفان اسلامی می خواهند از مفهوم و معنی به سراغ مصداق بروند. هر چند من در این کتاب تطبیقی صحبت نکرده ام، اما می توان اندیشه های دو گروه مورد بررسی من یعنی فیلسوفان اسلامی و فیلسوفان تحلیلی را در این اثر مقایسه کرد و تفاوت میان اندیشه های آنان را ملاحظه کرد. من در این کتاب نشان داده ام که ساحت سخن برای فیلسوفان اسلامی چه بوده و چه جایگاه پر اهمیتی داشته است.

 

توصیه استاد به نسل جدید علاقمند به فلسفه



نسل جوان اطلاعات فراوانی دارد و این امر در تاریخ ما بی سابقه است. درهیچ دوره ای از تاریخ جوانان به اندازه زمان حال با اطلاعات نبوده اند. همان طور که داشتن اطلاعات برای زندگی در دنیای امروز لازم است به ژرفا رفتن و تفکر عمیق داشتن هم بسیار ضروری است. ما می بینیم وقتی کتاب سنگین تر و عمیق تر است، خوانندگان کمتری دارد.

من ادعا نمی کنم که کتاب های من بسیار عمیق اند، اما از آن جایی که مسائلی که من به آن ها پرداخته ام مسائل عمیقی هستند، آشکار است که کتاب ها نیز به تبع مسائل عمیق هستند و این باعث می شود که خوانندگان کتاب هایی از این دست کم باشند. البته همان خواننده های کم هم کافی هستند چون اگر یک نفر کتاب مرا بخواند و همان یک نفر عمیق بخواند، برای من کافی است. بنابراین من به جوانان توصیه نمی کنم که حتما بروند و کتاب های مرا بخوانند چون کثرت اصلا برای من مهم نیست اما به آن ها می گویم درست که داشتن حجم وسیعی از اطلاعات بسیار مهم است ولی اقیانوسی به عمق یک سانتی متر اصلا کافی نیست و باید تلاش کنند که ژرفانگر باشند و به عمق فرو روند.

منبع
 



تاريخ : | 22:43 | نویسنده : اسماعیلی